احمدی نژاد، پارتیزان بی نظیر جبهه ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

این مقاله با استفاده از تحقیقات محقق محترم آقای انوش راوید نوشته شده است.

مقدمه: در طول تاریخ و در جریان جنگها، نیرو هایی نقش دارند که به آنها پارتی زان یا چریک می گویند. آنها شامل گروه ‌های نظامی کوچکی هستند، و بصورت قابل انعطاف، نامنظم و بدون خط نبرد خاصی می ‌جنگند، آنها اهداف سیاسی – نظامی تاکتیکی خود را دارند. نام پارتی زان از جنگ دوم جهانی بسیار معروف و مشهور شد، این نام بر گرفته از سربازان پارتی سلسله هخامنشیان است، که برای مرزبانی و نبرد های چریکی از آنها استفاده می شد. به آنها پرت زن به معنی جای دور دست + زدن می گفتند.  بعد ها پارت بر وزن پارس تلفظ شد،وبه روم باستان رفت و چریک های رومی را پارتی زان  Partisan گفتند،  روم برای جنگ با قبایل به آنها نیاز مبرم داشت. متقابلاً شورشیان نیز در روم با جنگ های چریکی بارها حکومت روم را به خطر انداختند. در معنی انگلیسی، این واژه به شمشیر بلند و بُرّان،  و نیز پیرو متعصب اشاره شده ‌است.

چابک سواران ورزیده پارتی در قالب گروه‌ های کوچک در زمان و مکانی که موجب غافلگیری دشمن می شد،  برق آسا بر دشمن تاخته و سپس می ‌گریختند،  مزیت این نحوه عملکرد در آن بود که دشمن غافلگیر شده و ابتکار عمل را از دست می ‌داد،  در نتیجه تلفات افراد خودی نیز به حداقل می ‌رسید. همچنین در مواردی که دشمن پارتیزان‌ها را تعقیب می‌ کرد، امکان محاصره و در دام انداختن دشمن توسط نیروهای خودی فراهم می‌شد، دیگر اینکه به دلیل مشخص نبودن زمان و مکان این یورش‌ها، سپاهیان دشمن دائما در تشویش روانی به سر می ‌بردند.

بیشتر تاریخ نویسان تحت نفوذ استعمار و امپریالیزم با کتمان و تحریف تاریخ، کار مبارزان پارتی زان در طول تاریخ را کوچک شمرده و بی اهمیت دانسته اند،  زیرا آنها از چریک های ملی بشدت می ترسند، و نمی خواهند ملت ها از چگونگی شکل گیری و فعالیت این مبارزان در طول تاریخ مطلع شوند.  امپریالیزم نو با بدست آوردن رضایت طبقه های سرمایه داری سنتی کشورها و سرزمینها حکومت ها را بوسیله عوامل رنگارنگ خود به دست می گیرد، اما فشار مردم در سراسر دنیا حکومت های سرسپرده نظام سرمایه داری بین المللی را دائما متلاطم می کند، و به راست و چپ می کشاند.  نقش پاتیزان های نو، پدیده سیاسی قرن جاری می باشد، آنها با اقدامات و تدابیر خود، پایه های حکومت های ضد مردمی زیر نفوذ امپریالیسم صهیونی را،  بیش از پیش درهم می ریزند،  و امکان سازش های غیر ملی را از آنها سلب و یا دشوار و پرهزینه می کنند. این نبرد تاریخی با انقلاب اسلامی امام(ره) وارد مرحله ای سرنوشت ساز گردیده و با ظهور پدیده احمدی نژاد به سرعت رو به تکامل گذاشته است.

پارتی زان در تاریخ ایران

در تاریخ ایران مانند بقیه جهان،  گروه های چریکی بسیاری بوجود آمده اند،  که برای حفظ این خاک مبارزه می کردند،  خلاصه سر گذشت دو گروه پارتی زان از باستان تاکنون:

زامیاد ــ  اولین گروه منسجم و آموزش دیده چریکها،  که ۲۵۰۰ سال پیش در زمان کورش بنیانگذار هخامنشیان تشکیل شد،  نام این چریکها در متون باستانی، زامیاد، فرزند زمین، جان باز و پیش مرگ آمده است.  این چریکها به سختی آموزش می دیدند،  وظیفه آنها دریدن شکم اسبان ارابه های جنگی دشمن بوده است، ارابه هایی که نقش یگان های زرهی سنگین را بازی می کردند. ارابه ها بعد از کشته شدن اسبها در سرعت زیاد بشدت سرنگون می شدند. کار زامیادها به این صورت بود، که از قبل در مسیر حرکت ارابه ها گودال هایی حفر می کردند، آنگاه زامیادها خود را در این گودالها پنهان یا در عمق کم دفن می نمودند،  و ساعتها در همان حال می ماندند،  آنها با سر رسیدن ارابه ها نیزه های خود را در شکم اسبها می کرده و ارابه ها سر نگون میشدند. اما خود زامیادها در زیر ضربات سم اسبها یا ارابه ها جان می باختند.  از مهمترین جنگ های این پارتیزان ها نابودی امپراطوری آشور یا نینوا در کربلای امروزی است.

سرخ جامگان ــ  یکی دیگر از نیرو های مطرح چریکی ایران در گذشته،  جنبش سرخ جامگان بوده است،  این چریکها بخاطر اینکه لباس های یکسان سرخ می پوشیدند، سرخ جامگان لقب گرفتند. بعد از سقوط شاهنشاهی ساسانیان در ۶۵۰ میلادی،  با تغییرات فرهنگی ایران در ابتدای ورود عرب های مسلمان، و ایجاد مهاجرت های عمده روستاییان به شهرها، و حرکت طوایف به اطراف شهرها، و تغییرات فیزیکی حکومت و عدم امنیت،  عده ای از برجسته ترین افسران ساسانی به همراه عده ای زیادی از زنان و مردان وطن دوست، ارتشی چریکی بر پا کردند. این گروه چریکی با بازسازی قلعه های ایران و ایجاد استحکامات نظامی در نقاط حساس و بستن گلوگاه ها، دره ها و جاده ها، در سراسر ایران،  با ناامنی ها مبارزه کردند. اینان ضمن فعالیت های نظامی به شیوه آنارشیستی آن دوران، که تضادی با ساختار قبایلی زمان نداشته باشد، مناطق تحت پوشش و یا در دست دولت های محلی وقت را اداره می کردند، رد پای اینها تا زمان صفویه و شروع دوران استعمار در تاریخ ایران دیده می شود،  که در نهایت به قزلباش های صفویه ختم شدند. همان قزلباش هایی که مذهب اهل بیت(ع) را در عرصه سیاسی و نظامی برای همیشه در ایران تثبیت کردند.

چگونگی جنگ های چریکی

جنگ های چریکی با اجرای عملیات آفندی (تهاجمی)، و اتکا به قدرت و تحرک سریع و غافلگیری مشخص می گردد،  علاوه بر این دارای صفات مشخص کاملا برجسته دیگری نیز می باشد، که مهمترین آنها عبارتند از متکی بودن به پشتیبانی داخلی و غیر نظامیان محلی،  اتکا به تئوری های سازنده ملی، داشتن توانایی های سیاسی و بکار بردن تاکتیک های ویژه با جنبه های تکاملی می باشد.

وضع جبهه انقلاب تا قبل از ظهور احمدی نژاد

امام و حامیان اصلی او یعنی توده های مردم ایران برای مقدمه سازی ظهور و تشکیل جامعه ای شاهد با جبهه ای گسترده، رنگارنگ و با تجربه چند هزارساله مواجه بودند. پیام انقلاب رسیدن ایران به قله های پیشرفت همراه با عدالت علوی بود. نشان دادن ایرانی ویران، با مناسباتی غیر عادلانه و ناتوان از حل مشکلات خود هدف راهبردی دشمن بود. جنگ ۸ ساله و محاصره ها و انواع دسیسه ها همگی همین هدف را دنبال می کردند. در نهایت جنگ رسمی نظامی به شکل قطعنامه ۵۹۸ و نوشیدن جام زهر توسط امام پایان یافت و خلع منتظری با یک چشم پر از اشک، و یک چشم پر از خون توسط امام جام زهر دیگری بود که بر ایشان تحمیل شد. پس از امام، با گذشت چند سال و با نام سازندگی با وجود خدمات غیر قابل انکار دولت وقت هدف آرمانی انقلاب یعنی تشکیل جامعه ای شاهد برای مقدمه سازی ظهور کمرنگ شده و به قول حضرت آقا طبقه ای جدید از نوکیسه ها و مرفهین بی درد از شکم نظام اسلامی شروع به تولدی نامشروع نمود. طبقه ای که برای حفظ قدرت و ثروت در دوره اصلاحات به راحتی با نظام سرمایه داری بین المللی وارد ائتلاف های عملیاتی و سپس راهبردی می شد. طبقه جدید معامله گر بود. تاکتیک های جنگ روانی را از نظام سرمایه داری آموخته بود. فضاسازی های مصنوعی چپ و راست را با کمک غرب به ملت تحمیل می کرد. و عوامل خود را در هر دو جناح نفوذ داده بود. حالا جانشین امام نیز همانند امام در منگنه و حصاری نامرئی برخی از رسانه ها و برخی از سیاست مداران جناحین قرار گرفته بود. و از امت حزب الله هم به جز شعار دادن و سنگرگرفتن پشت رهبری کار چندانی ساخته نبود. فشار دشمن از خارج نیز روزافزون بود. تهدید اقتصادی و سیاسی با تهدید نظامی تکمیل شده بود و آمریکای جرج بوش با فتح عراق و افغانستان محاصره نظامی ایران را تکمیل و با نام مبارزه با سلاح هسته ای استقلال سیاسی ایران را خدشه دار می کرد. اینجا بود که ملت و رهبری به پارتیزانی نیاز داشتند که صف های پشت در پشت دشمن خارجی و داخلی را بشکند. پارتیزانی که بتواند با اقشار مختلف مردم در داخل و خارج ارتباط برقرار کرده و تاکتیک های خود را بروز و کارآمد کند. به رهبری اعتماد داشته باشد و با اتکای به او تا قلب دشمن داخلی و خارجی پیشروی کند، ضربه بزند و به سلامت به قلعه مستحکم ولایت باز گردد. آنگاه که لازم است تهدید و آنگاه که لازم است تطمیع کند. آنگاه که نیاز است بر طبل جنگ بکوبد و آنگاه که ضروری است از مناظره و مذاکره دم بزند. طبقه نوکیسه را وقتی چموشی می کند ادب کند و آنگاه که رام شد سرمایه هایش را برای حل مشکلات اقتصادی ملت به خدمت بگیرد.

و در یک کلام بازی به ظاهر باخته را با روش های دفاع نامتقارن به بازی برده تبدیل کند.

۱ نظر

  1. با سلام خدمت دوستان همسنگر و احمدی نژادی. اگر اشکالی ندارد لطفا لینک مطلب مورد نظر را هم معرفی کنید تا همه برای هم تبلیغ کرده باشیم.اگر واقعا عذر موجهی دارید اشکالی ندارد لازم به لینک دادن نیست. به امید پیروزی. در ضمن شما لینک شدید.

نظرتان را بنویسید


8 + = ده