انحراف در تشخیص «اصل» و «فرع»

پس از گذشت بیش از۶‌ ماه از بیانات رهبر حکیم انقلاب اسلامی در تبیین شاخص‌های انحراف از مکتب امام خمینی(ره)، همچنان به گروهی، تهمت و برچسب «انحراف» می‌زند! آیا این اقدام خود مصداق این بخش از بیانات ستاد مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال امام خمینی(ره) که فرمودند: «اگر به نام عدالتخواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم،نیست.ایران-امیر حسین شیرازی:رئیس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان عصر روز دوشنبه مورخه ۲۶/۱۰/۹۰ در حاشیه همایش «زن، بصیرت و ولایتمداری» که از سوی کمیته بانوان این جناح سیاسی برگزار شد، طی سخنانی در جمع خبرنگاران گفته است: «تمام تلاش جبهه متحد اصولگرایی این است که همه‌ دوستداران انقلاب به ضرورت وحدت و ایجاد یکپارچگی در جبهه انقلاب پی برده و برای تفاهم دست به دست هم دهند و مسائل را اصلی و فرعی کنند. دوستان باید مشکلات فرعی را اغماض کنند و نسبت به اصول اصلی تفاهم داشته باشند».
وی در ادامه صحبت‌های خود اشاره‌ای هم به «جریان موهوم انحرافی» داشته و تأکید کرده است که این جریان، جریانی است که با یک افراطی‌گری در حوزه دینداری وارد شده اما در عمل نسبت به ارزش‌های اسلامی پایبندی ندارد و تلاش می‌کند با ثروتی که در دست اوست، با حوزه‌های مختلف ارتباط برقرار کند!
و اما چند نکته:
۱- با شرایط تبلیغاتی که دوستان و همراهان آقای زاکانی به مدد رسانه‌های اینترنتی و مکتوب خود در اختیار دارند، مدت‌ها است که تلاش می‌کنند به جامعه اینگونه القا شود که مهندس مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور و تعدادی از اعضای دولت احمدی‌نژاد لیدرهای «جریان موهوم انحرافی» هستند. البته یکی از نزدیکان فکری جناب زاکانی، پا را فراتر نهاده و گفته است: «این باور را ندارم که رأس جریان انحراف رحیم مشایی بوده چون به موضوع دیگری اعتقاد دارم که فعلاً مصلحت بیان آن نیست. به هر حال این جریان به نام این فرد نامگذاری شده است.».
پس شکی نیست منظور جناب زاکانی از جریان انحرافی، کسانی جز نزدیکان، اطرافیان و حامیان دکتر احمدی‌نژاد از جمله مهندس مشایی نیست.
۲- رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان که مورخه ۳۱/۰۵/۸۹ برگزار شد درباره مطالب یکی از دانشجویان که از چپ و راست رئیس جمهور انتقاد کرده بود، فرمودند: «یکی از دوستان گفتند ما از دست چپ و راست رئیس جمهور دلمان خون است. خوب، حالا دل شما خون – که خدا نکند خون باشد – اما به شما عرض بکنم؛ اینها جزو مسائل تعیین کننده و اصلی نیست. ممکن است ایراد و اشکال وارد باشد – من در این مورد هیچ قضاوتی نمی‌خواهم بکنم – ممکن است کسی به یک شخصی یا به یک کاری ایراد داشته باشد؛ منتها باید توجه کنیم که مسائل را اصلی – فرعی کنیم. مسائل درجه دوم جای مسائل اصلی را در انگیزه‌های ما، در همت ما، در صرف انرژی‌ای که می‌شود، نگیرد. من عرضم فقط این است؛ والّا من نه اعتراض می‌کنم به این‌که شما چرا از زید یا عمرو خوشتان می‌آید یا بدتان می‌آید؛ نه، ممکن است خوشتان بیاید، ممکن است بدتان بیاید – ایرادی ندارد – و نه اعتراض می‌کنم که چرا آن ایراد را یک وقت به شکلی که یک مفسده‌ای نداشته باشد، بر زبان آوردید؛ آن هم به نظرم اشکالی ندارد. فقط توجه کنید که این جای مسائل اصلی را نگیرد. مسائل اصلی ما چیزهای دیگری است».
۳- همچنین ایشان در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ‌(۲۹ دی ماه ۱۳۸۸) خاطر نشان کردند: «این‌جور نباشد که باطل، خودش را در لابه‌لای گرد و غبارِ برخاسته در میدان مخفی کند، ضربه بزند و جبهه حق نداند از کجا دارد ضربه می‌خورد. این است که حرف دو پهلو زدن از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند».
۴- حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله العالی) در بیاناتشان در مراسم ۱۴ خرداد امسال و حدود یک ماه پس از مسائل اردیبهشت ماه و دقیقاً در اوج نسبت‌های ناروا و تهمت انحراف به رئیس جمهور مکتبی، به تبیین مکتب امام خمینی(ره) پرداختند و فرمودند: «مکتب امام یک بسته کامل است، یک مجموعه است، دارای ابعادی است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه کرد. دو بُعد اصلی در مکتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. یعنی امام بزرگوار ما صرفاً با تکیه بر عوامل مادی و ظواهر مادی، راه خود را پی نمی‌گرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوک معنوی، اهل توجه و تذکر و خشوع و ذکر بود؛ به کمک الهی باور داشت؛ امید او به خدای متعال، امید پایان‌ناپذیری بود. در بُعد عقلانیت، به کار گرفتن خرد و تدبیر و فکر و محاسبات، در مکتب امام مورد ملاحظه بوده است. من نسبت به هر کدام، چند جمله‌ای عرض خواهم کرد. بُعد سومی هم وجود دارد، که آن هم مانند معنویت و عقلانیت، از اسلام گرفته شده است. عقلانیت امام هم از اسلام است، معنویت هم معنویت اسلامی و قرآنی است، این بُعد هم از متن قرآن و متن دین گرفته شده است؛ و آن، بُعد عدالت است. اینها را باید با هم دید. تکیه بر روی یکی از این ابعاد، بی‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا می‌کشاند، به انحراف می‌برد».
ایشان در ادامه، تأکید نمودند: «اگر کسی یا جریانی بخواهد به نام عقل‌گرایی، از ارزش‌های اسلامی و انقلابی عدول کند، این انحراف است. اگر کسی بخواهد به وسیله عقل‌گرایی، در مقابل دشمن بی‌تقوایی به خرج بدهد، وابستگی به وجود بیاورد، این انحراف است، این خیانت است. آن عقلانیتی که در مکتب امام بزرگوار ما هست، اقتضا نمی‌کند که ما از خدعه دشمن غافل شویم، از کید او غافل شویم، از نقشه عمیق او غافل شویم، به او اعتماد کنیم، در مقابل او کوتاه بیائیم. هرچه که انسان در مقابل دشمن کوتاه بیاید، پشتوانه عظیم معنوی در درون کشور و درون ملت را از دست خواهد داد. همین طور در نقطه دیگر؛ اگر به نام عدالتخواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالتخواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما می‌دانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذا و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگری و رفتار انقلابی، امنیت را از بخشی از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در کشور آرا و عقاید مختلفی وجود دارد.
اگر چنانچه یک عنوان مجرمانه‌ای بر یک حرکتی، بر یک حرفی منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌های موظف باید تعقیب کنند و می‌کنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌ای نباشد، کسی است که نمی‌خواهد براندازی کند، نمی‌خواهد خیانت کند، نمی‌خواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقه سیاسی ما، با مذاق سیاسی ما مخالف است، ما نمی‌توانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم علی الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور می‌دهد و می‌گوید: مخالفت شما با یک قومی، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتی در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوی»؛ این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است. همه هوشیار باشیم، همه بیدار باشیم. این بُعد هم نباید ابعاد دیگر را در سایه قرار بدهد. بُعد معنویت هم همین جور».
۵- مقایسه این بیانات ستاد مقام معظم رهبری با صحبت‌های جناب زاکانی که از قضا ریاست ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان را یدک می‌کشد، ما را متوجه ایجاد انحرافی در پوشش اصولگرایی می‌کند؛ چرا که در این زمینه به دو تعارض آشکار بر می‌خوریم که شاید به شفاف‌سازی درباره صحبت‌های اخیر رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان، بتوان نتیجه‌گیری دقیق تری داشت.
و اما تعارض ها:
الف) جناب زاکانی در صحبت‌های خود تأکید کرده است که «دوستان باید مشکلات فرعی را اغماض کنند و نسبت به اصول اصلی تفاهم داشته باشند» که بهتر است شفاف بگوید منظورش از مشکلات فرعی چیست؟ آیا چشمپوشی از سکوت برخی از مدعیان اصولگرایی درباره فتنه که اصل نظام را نشانه رفته بودند منظور اصلی وی است؛ اگر چنین است مگر مقام معظم رهبری، سکوت درباره فتنه را کمک به فتنه ندانستند؟! اگر هم منظور رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان، از مشکلات فرعی همان تعبیری است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی درباره مسائل مطرح شده درباره برخی از نزدیکان رئیس جمهور فرمودند، بهتر است شفاف بگوید پس اعضای جریان موهوم انحرافی چه کسانی هستند؟! و قطعاً با پاسخ صریح و شفاف آقای زاکانی به این دو سؤال می‌توان متوجه شد که وی و همراهانش در تشخیص «اصل» و «فرع» دچار انحراف شده‌اند یا خیر.
ب) رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان، به مانند اکثر قریب به اتفاق صحبت‌های خود اشاره‌ای هم به «جریان موهوم انحرافی» داشته است که جای بسی تعجب است؛ چرا که فردی که مدعی اصولگرایی است و اکنون ریاست ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان را بر عهده گرفته است، پس از گذشت بیش از
۶‌ ماه از بیانات رهبر حکیم انقلاب اسلامی در تبیین شاخص‌های انحراف از مکتب امام خمینی(ره)، همچنان به گروهی، تهمت و برچسب «انحراف» می‌زند! آیا این اقدام خود مصداق این بخش از بیانات ستاد مقام معظم رهبری در سالروز ارتحال امام خمینی(ره) که با تأکید بر این‌که تکیه بر روی یکی از ابعاد و شاخصه‌های مکتب امام و بی‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا می‌کشاند و به انحراف می‌برد، فرمودند: «اگر به نام عدالتخواهی و به نام انقلابیگری، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگری، به نام عدالتخواهی، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانی که از لحاظ فکری با ما مخالفند، اما می‌دانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذا و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم» نیست؟!

نظرتان را بنویسید


هشت + 3 =