امام خامنه ای در سالروز ارتحال امام خمینی (ره) به دو جریان منحرف اشاره نمودند. ابتدای باید توجه نمود که انحراف از اصل معنا دارد. یعنی جریانات انحرافی باید به یک جریان اصلی نزدیک باشند و نسبت به آن جریان اصلی زاویه بگیرند تا به انها جریان انحرافی گفته شود.
پس جریاناتی که از رهبری و نگاه ایشان دورند اصلا جریان انحرافی نمی توانند باشند. پس برای کشف جریانات انحرافی باید به نزدیکان مراجعه کرد.
اما جریان اول انحرافی که قبلا به آن پرداختیم جریانی بود که با تکیه بر عقل و عقلانیت، تلاش می کرد تا از ارزشها بکاهد و ارزشهای انقلابی را کم رنگ کند. نکته جالب این جاست که اما خامنه ای در دیدار با اعضای مجلس خبرگان در سای جاری، با عبارتی بسیار شبیه به عباراتی که در سالگرد امام خمینی بیان نموده بودند، به این جریان اول انحرافی اشاره کرده و باز هم روی آن تاکید کردند.
این عجیب نیست که به فاصله کوتاهی دو عبارت شبیه به هم از ایشان می شنویم. نکته ای که این یادداشت بر آن تاکید دارد همین پیچیدگی بیانان رهبر معظم انقلاب است که برای درک آنها باید بیانات ایشان در کنار هم دیده شوند تا به پیچیدگی نگاه امام خامنه ای پی ببریم. به این دو عبارت ایشان درباره جریان اول انحرافی دقت کنید:
۱۴ خرداد ۱۳۹۰:
“اگر کسى یا جریانى بخواهد به نام عقلگرائى، از ارزشهاى اسلامى و انقلابى عدول کند، این انحراف است. اگر کسى بخواهد به وسیلهى عقلگرائى، در مقابل دشمن بىتقوائى به خرج بدهد، وابستگى به وجود بیاورد، این انحراف است، این خیانت است. آن عقلانیتى که در مکتب امام بزرگوار ما هست، اقتضاء نمیکند که ما از خدعهى دشمن غافل شویم، از کید او غافل شویم، از نقشهى عمیق او غافل شویم، به او اعتماد کنیم، در مقابل او کوتاه بیائیم. هرچه که انسان در مقابل دشمن کوتاه بیاید، پشتوانهى عظیم معنوى در درون کشور و درون ملت را از دست خواهد داد.”
۱۷ شهریور ۱۳۹۰:
“اینکه ما بیائیم مسئلهى عقلانیت را مطرح کنیم و بگوئیم «بر سر عقل آمدن انقلاب»، این ما را به نتیجه نمیرساند. من یادم هست آن سالهاى اول انقلاب، از جملهى حرفهائى که زده می شد، این بود که بایستى ما انقلاب را سر عقل بیاوریم! یعنى عقلانیت را به عنوان یک وسیله، بهانه قرار بدهند و از اصول و مبانى و پایههاى اصلى صرف نظر کنند؛ این نباید انجام بگیرد.”
جالب توجه است که پاراگراف دوم در جمع خبرگان رهبری بیان شده و با داشتن کمی حافظه سیاسی به راحتی می توان مخاطب این جمله را در میان افراد و جریانات درون نظام پیدا نمود. کسانی که مدام بر طبل عقلانیت و اعتدال و توسعه می کوبند.
اما جریان دوم انحراف که امام خامنه ای در سالگرد امام به آنها اشاره کردند به مراتب نزدیک تر از جریان اول هستند.به عبارت ایشان دقت کنیم:
“همین طور در نقطهى دیگر: اگر به نام عدالتخواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر کردهایم؛ از خط امام منحرف شدهایم. اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالتخواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به کسانى که از لحاظ فکرى با ما مخالفند، اما میدانیم که به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت کردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شدهایم.
اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و کشورمان سلب کنیم، از خط امام منحرف شدهایم. در کشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه یک عنوان مجرمانهاى بر یک حرکتى، بر یک حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاههاى موظف باید تعقیب کنند و میکنند؛ اما اگر عنوان مجرمانهاى نباشد، کسى است که نمیخواهد براندازى کند، نمیخواهد خیانت کند، نمیخواهد دستور دشمن را در کشور اجرا کند، اما با سلیقهى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّکم شنئان قوم على الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور میدهد و میگوید: مخالفت شما با یک قومى، موجب نشود که عدالت را فرو بگذارید و فراموش کنید. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوى»؛(۲) این عدالت، نزدیکتر به تقواست. مبادا خیال کنید تقوا این است که انسان مخالف خودش را زیر پا له کند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است. همه هوشیار باشیم، همه بیدار باشیم. این بُعد هم نباید ابعاد دیگر را در سایه قرار بدهد”.
این عبارت به دو گروه در قالب یک جریان اشاره دارد. گروهی که بیشتر تاکید بر عدالت خواهی دارد و گروهی که بیشتر تاکید بر انقلابی گری دارد.
فعلاً به گروه اول نمی پردازیم و حتما در یادداشتهای بعدی به آن خواهیم پرداخت.
اما در مورد گروه دوم که بر روی انقلابیگری تاکید دارند و اختلاف سلیقه ها را تحمل نمی کنند، افراد، جریانها و … هستند که امروز با لفظ تکفیریها از آنها یاد می شود. جریاناتی که مدام نگرانند و همیشه از خطر بدعت و انحراف و … دم می زنند که با وجود جنبه های خوبی که این دغدغه انحراف یابی دارد اما اگر به اگرهای رهبر معظم انقلاب توجه نکنند مصداق انحراف خواهند بود.
نکته جالب اینجاست که رهبری دو ویژگی برای این جریان دوم انحرافی می آورند که یکی به این جریان تکفیری می خورد اما دومی به آنها نزدیک نیست و کمتر دیده شده که سایتهای تکفیری با عنوان عدالت خواهی به کسانی که با آنها اختلاف سلیقه دارند حمله کنند!!!(این همان نکته ای است که بعدا راجع به آن باید صحبت کنیم)
در پایان هم برای اینکه متوجه شویم که منظور رهبری از کسانی که مورد هجمه بی دلیل قرار گرفته اند چه فرد یا افرادی می توانند باشند، باز هم به بیانات در هم تنیده ایشان توجه می کنیم. اگر به متن توجه کنید، امام خامنه ای به آیه ۸ سوره مائده اشاره می نمایند. ایشان یکبار دیگر هم در طول سالهای گذشته به این آیه اشاره کرده بودند که از کنار هم قرار دادن این دو مورد به نتایج جالبی می رسیم.
حتما می پرسید کی و کجا؟
درست زمانی که نامه محرمانه ایشان به دکتر احمدی نژاد مبنی بر برکناری آقای مشائی به شکل نامناسبی منتشر شد و موج تهمت و توهین به آقای مشائی بالا گرفت ایشان در جمع قرآن پژوهان این آیه را تلاوت نموده و بیان داشتند که:
۳ مرداد ۱۳۸۸:
“من مىبینم تو همین قضایاى سه چهار روز اخیر باز بعضىها هى میخواهند اختلافها و شکافها را بیشتر کنند؛ نه، نباید اختلاف به وجود بیاید؛ همه با هم برادرند، همه با هم همکارى باید بکنند؛ همه باید براى ساختن کشور به یکدیگر کمک بکنند. به کسى نباید بیهوده تهمت زد؛ کسى را نباید به خاطر یک امر، از همهى آن چیزهائى که صلاحیت محسوب میشود، انسان او را نفى بکند. با انصاف باید بود؛ با انصاف باید عمل کرد؛ با انصاف باید حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان میگوید: «و لا یجرمنّکم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با کسى دشمنید، این دشمنى موجب نشود که نسبت به او بىانصافى کنید، بىعدالتى کنید؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن که دشمن هم نیست. بىعدالتىها را همه کنار بگذارند؛ بىانصافىها را همه کنار بگذارند؛ همه در زیر پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند؛ اصولى وجود دارد، به آن اصول همه پابندى خودشان را اعلام بکنند. در کنار هم باشند، اختلاف سلیقه هم باشد. چه اشکال دارد؟ همیشه اختلاف سلیقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى که این اختلاف سلیقهها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، کار خراب میشود. هواى نفس را باید خیلى ملاحظه کرد. به خودمان در فریب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشیم. نگاه کنیم ببینیم کجا نفس است و هوىهاى نفسانى ماست؛ کجا نه، واقعاً احساس تکلیف است؛ و در احساس تکلیف هم دقت بکنیم که قدم از دایرهى تکلیف آنطرفتر نباید گذاشت؛ زیادهروى نباید کرد. آن وقت لطف خدا با ماست. همچنانى که تا امروز به فضل الهى، به حول و قوهى الهى، لطف الهى با ملت ایران بوده است؛ بعد از این هم انشاءاللَّه خواهد بود”
