تحلیل فارن پالسی از فرار اسنودن به مسکو

فارن پالسی طی گزارشی در خصوص سفر ادوارد اسنودن، افشاگر فعالیت های جاسوسی اینترنتی آمریکا که عدم همکاری مسکو برای استرداد وی به واشنگتن را در پی داشت، می نویسد: روسیه دشمن شماره یک آمریکا است و اسنودن تنها نوک این کوه یخی شناور است.

به گزارش سرویس بین الملل فرارو به نقل از فارن پالسی، اواخر قرن هجدهم زمانیکه آدام اسمیت، فیلسوف اسکاتلندی نوشت «تباهی زیادی در یک ملت وجود دارد»، وی به طور کلی به حالت ارتجاعی کشورها در بازگشت به شرایط قبلی در مواقع مصیبت و گرفتاری اشاره داشت. به نظر می رسد سخنان وی امروز به خوبی درخور روسیه است.

تاریخچه قرن بیستم این کشور مملو از انقلاب های اجتماعی حیرت آور(نخستین انقلاب امپراطوری روسیه را نابود کرد، دومی  فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را به دنبال داشت) و شکست های نظامی (به ژاپن در سال ۱۹۰۵، یک دهه بعد در جنگ جهانی اول و بار دیپر در افغانستان طی دهه ۱۹۸۰ میلادی) بوده است. طرح اجباری اشتراک مزارع منجر به قحطی زدگی میلیون ها نفر در دهه ۱۹۳۰ میلادی شد و حتی پیروزی بر نازی ها، جان ده ها میلیون نفر دیگر را گرفت. شگفت آور است که روسیه از چنین بحران هایی نجات یافته و حتی توانسته هم از نظر اقتصادی شکوفا شود و هم به عنوان یک بازیگر کلیدی در سیاست های مهم جهانی ایفای نقش کند.

میت رامنی، نامزد جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که از اوباما شکست خورد، پائیز سال گذشته به دلیل آنکه روسیه را «دشمن جغرافیایی- سیاسی شماره یک آمریکا» خواند، با انتقادات غیرمنصفانه ای روبرو شد. روسیه هنوز هم کشوری با منابع طبیعی گسترده، ظرفیت نظامی بالا -از جمله برابرای با آمریکا در زمینه تسلیحات هسته ای- و سرمایه های انسانی با خصوصیات علا است.

گذشته از این شاخص های کلاسیک ژئوپولیتیک در مورد قدرت ذاتی روسیه، رامنی متذکر شد که مقامات مسکو آشکارا نشان داده اند که منافع کشورشان در اغلب موارد بر ترجیحات سیاسی آمریکا منطبق نیست. با وجود آنکه خشم فعلی آمریکا در مورد تمایل مسکو به پناه دادن به ادوارد اسنودن فراری قابل توجه است، حس رقابت میان دو طرف در مورد سوریه بسیار آشکارتر و مهمتر است؛ روسیه می تواند هرگونه تلاش غربی برای جلب رضایت سازمان ملل جهت مداخله نظامی در سوریه را از خط خارج کند و در عین حال رژیم اسد را با حجم بالایی از تسلیحات تقویت کند.

تلاشی واقعی برای درک افکار استراتژیک روسیه در مورد شرایط سوریه با توجه به قدرت واقعی سیاسی- جغرافیایی روسیه در سطح جهانی، نتیجه خواهد داد. دلایل و اهداف روسیه در سوریه چند لایه هستند- شاید از بسیاری جهات شبیه به عروسک های ماتروشکای روسی (ماتروشکا یا عروسک تودرتوی روسی، مجموعه‌ای از عروسک‌های کوچک‌شونده است که به ترتیب داخل دیگری قرار می‌گیرد.) لایه اول انگیزه روسیه باید مربوط به تصمیم این کشور برای جلوگیری از صدور هرگونه اجازه ضمنی – مانند آنچه در لیبی رخ داد- برای اقدام نظامی علیه رژیم بشار اسد باشد. یکی دیگر از نگرانی های روسیه باید به حفظ نفوذ اندک دریایی خود در دریای مدیترانه که از طریق ساحل تارتوس سوریه امکان پذیر است، باشد.

اما از بعد وسیع تر استراتژیک، مسکو سوریه را لنگر غربی قوس کشورهای دوست ضد سنی در مهمترین منطقه جهان می داند. این نکته می تواند بخش عمده اهمیت ممانعت از پیروزی آشکار در سوریه و حمایت باثبات روسیه از ایران در بحران فعلی گسترش سلاح های هسته ای برای مسکو را توضیح دهد. البته نفوذ تهران با یک دولت شیعی در بغداد به همگان اطمینان می دهد که شرق تا غرب این قوس ژئواستراتژیک کشورهای دوست به یکدیگر وصل هستند و عراق پل ارتباطی دو طرف است. و با توجه به اینکه روسیه بینش زیرکانه ای نسبت به شکاف های قومی در جهان اسلام دارد، اصلا جای تعجب ندارد که مسکو به نیازها و نگرانی های جمعیت مسیحی- حدود دو میلیون نفر که اکثرشان ارتدوکس هستند- سوریه اهمیت می دهد.

سوریه مانند لنزی است که از دریچه ان می توان قدرت، نفوذ و استراتژی روسیه را تخمین زد. از کشش سیاسی در سازمان ملل تا ایجاد اتحاد و حامی گرایی در میان کشورهای دوست و برابری هسته ای و تقویت توانایی متعارف نظامی، روسیه همچنان قدرتمند است. در شرایطی که آمریکا آشکارا از کاهش اهمیت منطقه برای تمرکز بر خاور دور سخن می گوید، مسکو موقعیت مستحکمی را برای خود در خاورمیانه مهندسی کرده است. و از سوی دیگر بی اعتنایی رهبران روسیه به درخواست باراک اوباما برای کاهش تسلیحات هسته ای، یکی دیگر از نشانه های قطعی است که از اعتماد مسکو نسبت به جایگاه خود در جهان خبر می دهد.

تا دهه ۱۹۶۰ میلادی و دستکم تا اواخر دهه ۸۰ کاملاً مشخص بود که مشکلات منطقه ای ریشه در رقابت جهانی واشنگتن و مسکو دارد. با این حال امروزه تلاش می شود که اتفاقات منطقه ای جدا از سیاست های قدرت طلبی جهانی جلوه داده شود. اما با توجه به اینکه تقریباً تمام پدیده های اجتماعی و اقتصادی به روند جهانی شدن مرتبط هستند، این فرمول کاملاًً عجیب و غریب به نظر می رسد. میت رامنی در مبارزات انتخاباتی پائیز گذشته به آمریکا یادآور شد که حتی با گذشت چند دهه از جنگ سرد، قدرت های بزرگ ژئوپولیتیک دارای اهمیت هستند. بی اعتنایی به این واقعیت ساده، گام نهادن در مسیر یک ویرانی پرهزینه است.

نظرتان را بنویسید

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.

سامانه تام

نوشته‌های تازه